|
رد پای خاطرات دیروز
روز های شیرین من و خودم
|
بلههههههههههههههه صدای دمپایی پیش فرشی زهرا خانومه ! (مگه دمپایی هم صدا داره؟؟؟!!!)
باز هم یادم رفت سلام کنم نمی دونم چرا این روز ها هی یادم می ره سلام کنم!!
از مدرسه بر می گردم خونه تند تند شروع می کنم به تعریف اتفاقاتی که در مدرسه رخ می ده میبینم
مامانم داره بهم نگاه می کنه می گم چرا این طوری نگاه می کنی مامان خشملم!! می گه: ای دخمل
بی ادب باز هم سلام ت رو خوردی؟؟؟؟؟ حالا خوبه الان یادم اومد باید سلام کنم!!!!
راستی یه خبر خوب بهتون بدم شما الان افتخار این رو دارید که در وبلاگ نفر اول ازمون زیست باشید!!!!
الان خیلی به خودتون افتخار کردین نهههه!!! می دونم می تونم تصور کنم ازاینکه با من دوست هستید
الان چه حس خوبی دارید!!!!!!!!!
خیلی حس نوشتن دارم اگر تا صبح هم دستم روی صفحه کلید حرکت کنه مطمنا خسته نمی شم!!!!!
و همه ش به خاطر داشتن دوستای خوبی مثل شماهاست............
خب دیگه بسه زیادی شیرین عسل شدم!!!!(شیرین عسل استعاره از دانش اموزانی است که دارای
پارتی سخت و محکم به محکمی بافت استخوانی هستند و با عین حال بسی خود شیرین می باشند!!!!
حالا خوبه درسشون خیلی خوب نیست وگرنه دیگه واسشون چی کارا می کردن!!!!!!!!)
امتحان هامون تموم شد و من خیلی خوشحالم( می ذاشتم یه دوساعت دیگه می گفتم اخه این چه
طرز ابراز احساسات اخه!!!!!!)
حالا یه جور دیگه ابراز احساسات می کنم

امتحان ها مون تموم شد 
اهان حالا این شد یه چیزی البته نا گفته نماند وقتی از مدرسه بر گشتم یه جیغ صورتی نارنجی کشیدم
که بیا و ببین!!!!!!!!
(نمی دونم چرا؟؟ ولی معلم های مدرسه ی جدیدم از واژه ی جیغ بنفش زیاد استفاده می کنند نی دونم چرا؟؟؟!!!! شما می دونید!!!!؟؟؟؟ (منم برای ایجاد تنوع گفتم
جیغ صورتی بنفش)
یه اتفاق خیلی خیلی مسخره!!!!! معلم های ما تا سال نود و یک روز های هفته رو برای امتحان گرفتم
رزرو کردن شما وقت قبلی داری؟؟؟؟ که الان داری توی وب من چرخ می زنی؟؟؟؟؟
ما از الان برای اینده که قراره خانوم دکتر بشیم داریم تمرین می کنیم!!!!!!!! یعنی از الان منشی داریم!!!!
اونم چه منشی ای!!!!! منشی ای به ابعاد حدودا ۴۰ یا ۵۰ سانتی متر که روی برد کلاس نصب شده
است برای یادداشت روز های امتحانی!!!!!!!![]()
![]()
![]()
حال می کنید منشی به این باکلاسی کی داره هااااااااااا!!!!!!
وااااااااااااااااااااااای چقدر حرف یعنی این همه حرف توی دل من بود و خودم خبر نداشتم!!!!!
حق دارم به خدا من که دوستایی دارم از خودم خر خون تر!!! که فقط تمرین های درسی مون رو با هم
چک می کنیم یا اشکالات درسی مون رو برطرف می کنیم!!!!!
ولی بیشتر من بیشتر
اشکالات اون ها رو
بر طرف می کنم!!!!!(
اوهو هوءءءءءء) شوخی کردم بالاخره هر کسی توی یه زمینه ای
موفق تره ماهم
برهمین اساس مشکلات درسی همدیگر رو بر طرف می کنیم)
واااااااای که چقدر ما دخمل های خوبی هستیم!!!! ااااااااااااه این قدر حرف زدم که رشته ی کلام از دستم در رفت ...
نتیجه نه کسی رو دارم که باهاش درد دل دارم و نه وقتش رو و البته حوصله ش رو هم ندارم!!!!!!!!
![]()
مسله ی گفتگو درمورد معلمین ندرسه ی جدید( گفته بودم که می خوام در سال تحصیلی ۹۰-۹۱
مدرسه م عوض کنم!!!! در جریان که هستید!!!!) باشه برای یه وقت دیگه الان می خوام برم اهنگ
دانلود کنم امری نیست !!!!! عرضی هم ندارم می تونید بعدا از دادن نظرات زیاااااااااااااااد تشریف ببرید
خیلی خیلی قدم رنجه فرمودم بازهم سعی می کنم از این افتخار ها بهتون بدم!!!!!!!!!!

راستی دیدین این روز ها همه توی وب شون پی نوشت دارن!!!!!
اه اه اه!!! یه نفر یه کاری کرده
دیگه حالا
همه تقلید پشت تقلید!!!!!! یه جورایی مد شده و منم به شدت از مد بدم میاد درنتیجه نه در گذشته و
نه در زمان حال و نه در اینده وب من پی نوشته نخواهد داشت!!!!!!!!!!!
راستی گفتم مد ......
لطفا توی قسمت نظر ها در مورد مد برام بنویسید .......
اگر ننویسی قهر می کنم دیگه نمیام وبت..........
![]()
ببخشید که این دفعه خیلی حرف زدم و خیلی از خودم تعریف کردم به خدا من اصلا خود شیفته و مغرور و
از خود راضی نیستم...
........... چیز هایی هم که نوشتم بیشتر برای شوخی و عوض شدن
فضای
وبم بود
پس لفطا لفطا قهر نکنید ............
بای تا های
توجه کردین این اواخر پست هام با یک دو سه شروع می شه؟؟؟!! اخ ببخشید یادم رفت سلام کنم!!![]()
سلام ![]()
سلام![]()
سلام![]()
می دونید چرا سه بار سلام کردم؟؟![]()
یه بار به شما سلام کردم یه بار به فصل پاییز که داره از راه می رسه و یه بار هم به مدرسه ها و سال تحصیلی
جدید سلام کردم!!!(افریییییییییییییییییییییییین چه دخمل مودبی!!!)![]()
الان که این جام حرفی برای گفتن ندارم
فقط اومدم خداحافظی کنم و برم!!![]()
یعنی برم!! واقعا برم!!
نه نه سعی نکنید جلوی منو بگیرید!!!![]()
من باید برم!!!![]()
نه الان که زوده تازه اومدم حالا بعدا می رم!!!!........![]()
نه یه وقت فکر نکنید می خوام وبم رو ببندم هااااااااااااااااااااااااااا نه می رم و بر می گردم البته شاید بیام شاید ![]()

هم تا اخر سال اصلا نیام اخه درس هامون خیلی زیاد و سخته !!
کارهای مهم تری هم هست که باید انجام بدم!![]()

اگر تونستم میام و از فضای دبیرستان جدیدم واستون می نویسم ........![]()
چقدر زود امسال شد!! انگار همین دیروز بود که اومدم و گفتم که دبیرستان رو دوست ندارم ...![]()
ولی الان دیگه بهش عادت کردم....![]()
برام دعا کنید که امسال هم مثل همیشه موفق باشم...![]()
خب دیگه وقت رفتن ه........
خدای مهربونم مراقب دوستای عزیزم باش![]()
خداحافظ ![]()
حالا یک دو سه...........
هورااااااااااااااااااااااااااااااااا دست بزنید جیغ بکشید زهرا خانوم او مده ....

زهرا خانوم سلام می کنه!!! (جواب سلام واجبه ها!!)![]()
نماز روزه های دوستای مهربونم قبول باشه عید خشکل تون هم مبارک.![]()
امروز ایجا جشنه ......
پس هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 
همه دست دست دست دست
شله شله...........
به نظر شما عید چه رنگیه؟
رنگ دل هامون امسال ابی اسمونیست نکنه سیاهش کنید
دلی که سیاهه دل نیست
پس دست بزنید و شادی کنید
امروز روز تولده ( نه ببخشید تولد نیست عیده!!!!)
حالا چه فرقی می کنه مهم اینه که شاد باشید پس به افتخار من یه جییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغ
دوستون دارم یه عالمه هرچی بگم بازم کمه!!! ماااااااااااااااااااااچ 
لطفا در مورد وبم نظر بدین!! خواهشا.....
از دستم ناراحت نشیدا باشه باشه دوستون دارم به خدا خیلی دوستون دارم!درمورد قالب و اهنگ و مطالب وبم نظر بدین
دوستای مهربون من!!!
الکی نظر خصوصی بدین تا خوشحال بشم!!!!!!!!!!!!!! ( چقدر عقده ای!!)

راستی یادم رفت یه چیزی بگم!! به کسی نگیدا.............
من از برنامه ی ماه عسل خیلی خوشم میاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امروز هم ویژه برنامه دارن ........... حتما ببینید در مورد برنامه واسم بنویسید .....
بازم می گم دوستون دارم دلم نمیاد برم ولی مثل اینکه دیگه همه ی حرف هام رو زدم پس بای
راستی اهنگ وبم رو تا اخر گوش کنید!!!!!!!!!!!!!
...وای نمی دونم چرا یهو اینقدر دلم واستون تنگ شد شاید هم از شدت بی کاری باشه اخه خیلی
حوصله م سر رفته!!!!
همین الان با دوستم صحبت می کردم داشتیم می گفتیم چقدر دلمون نمی خواد تابستان خوشمزه تموم بشه!
تابستون خوشمزه! چه با مزه! چقدر هم قافیه در اومد!!!!
![]()
همین طوری اومدم گفتم یه داستان جالب واستون بیارم.
این داستان رو من خوندم و خیلی ازش خوشم اومد
شما هم اگر دوست دارید دیده بشید این داستان رو بخونید
راستی چند تا عکس از خواننده ی مورد علاقه م واستون گذاشتم توی ادامه مطلب اگر دوست داشتید ببینید......
ارزوی دانه
دانه کوچک بود و کسی او را نمیدید. سالهای سال گذشته بود و او هنوز همان دانه
کوچک بود.
دانه دلش میخواست به چشم بیاید،
اما نمیدانست چگونه. گاهی سوار باد
میشد و از جلوی چشمها میگذشت
. گاهی خودش را روی زمینه روشن برگها
میانداخت و گاهی فریاد میزد و میگفت:
“من هستم، من اینجا هستم، تماشایم کنید .”
اما هیچکس جز پرندههایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشرههایی که به چشم
آذوقه زمستان به او نگاه میکردند، به او توجهی نمیکرد.
دانه خسته بود از این زندگی؛ از این همه گم بودن و کوچکی خسته بود. یک روز رو به
خدا کرد و گفت:
“نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچکس نمیآیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی
بزرگتر مرا میآفریدی.”
خدا گفت:
“اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آنچه فکر میکنی. حیف که هیچ وقت به خودت
فرصت بزرگشدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کردهای. راستی
یادت باشد تا وقتی که میخواهی به چشم بیایی، دیده نمیشوی. خودت را از
چشمها پنهان کن تا دیده شوی.”
دانه کوچک معنی حرفهای خدا را خوب نفهمید، اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان
کرد.
سالها بعد دانه کوچک، سپیداری بلند و با شکوه بود که هیچکس نمیتوانست
ندیدهاش بگیرد. سپیداری که به چشم همه میآمد.
وای چقدر حرف زدم کلا من همین طوری هستم اگر منو به حال خودم بذارید مثل ور وره ی جادو تا صبح حرف می
زنم خب دیگه فعلا بای بای!
رااااااااااستی لطفا اندرون پست قبلی نظر بدین!!!!![]()
خوبین دوست های خوبم خیلی دلم واستون تنگ شده بود!!!!!!!!!!!!!!!![]()
توی این مدت که نبودم خیلی اتفاق ها افتاد خیلی کار ها انجام دادم خیلی از مناسبت ها اومدن و رفتن ولی من نتونستم بیام!!!! متاسفانه!!!!![]()
اصلا بذارید همه ی خاطره ها مو از اول مهر امسال بگم اول سال خوشحال و خندان چون گل های گلستان عین دختر های خانوم رفتم و نشستم سر کلاس درس
معلم ها رو که دیگه نگو یکی از یکی سخت گیر تر ولی مثل اینکه منو دست کم گرفته بودن منم از پس همه شون بر اومدم به جز یکی شون که جیگر مون رو خون کرد
الهی که خیر از دنیا و اخرت نبینی !!!!!!!!!!! بیچاره!!!!!!!![]()
![]()
اره والا داشتم می گفتم معلم فیزیک بود دوشنبه ها که فیزیک داشتیم انگار می خواستن جونمون رو بگیرن!!!
!
همه ش دعا می کردیم زودتر این دوشنبه تموم بشه!!! نمی دونید نمی دونید چه زجری کشیدیم خلاصه که ...... ![]()
![]()
این طوری بود دیگه!!!!
تا اینکه به سلامتی و به خوبی و خوشی سال تموم شد!!!! ماهم از دست اون خون اشام راحت شدیم!!!!!![]()
![]()
![]()
راستییییییییییی بهتون نگفتم دندون هامو ارتدنسی کردم وااای نمی دونید چقدر درد داره!!!!![]()
![]()
ولی خوبه چون بعدش همه شون صاف می شن!!!!![]()

اره دیگه اینم از این!!!!
ماه رمضان عزیز دلم هم داره از راه می رسه...![]()
من ماه رمضان رو خیلی دوست دارم خیلی خوبه چون همه دور هم جمع می شن و افطار می کنن! همه با هم صمیمی هستن و کلی وقت داریم تادل ها مون رواب و جارو کنیم خلاصه خیلی حال می ده من که مهمونی رفتن رو خیلی دوست دارم
اونم مهمونی که خدا میزبان مون باشه..........![]()
![]()
راستی داشت یادم می رفت می خام برم رشته تجربی
وای چقدر همه چی زود می گذره چقدر زود بزرگ شدم هیچ وقت فکر نمی کردم یه روز برسه که بخوام انتخاب رشته بکنم انشاالله روز انتخاب رشته دانشگاه هم برسه..... می دونم گفته بودم می خوام برم رشته علوم انسانی ولی زهرا خانوم دیگه
دقیقه نود نظرش تغییر می کنه!!!!!![]()
![]()
![]()

برای همه تون ارزوی سلامتی دارم و همه تون رو می بوسم.......![]()
![]()
![]()
ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام![]()
![]()
یه سلامی دبیرستانی به همه ی دبیرستانی ها.........![]()
راستی گفتم قهوه الان دارم یه شکلات خوش مزه می خورم ! دلتون بسوزه!!!!![]()
شکلات به همراه اهنگ سکوت از محسن یگانه!!!!![]()
اااااااااااااااااااااااااه پارازیت اهنگه تموم شد!!!!![]()
خوب خوبین خوش می گذره درس و مشخاتون شروع شده ما که بدجور..........![]()
روز چهارشنبه امتحان ریاضی دارم!!!!!! ![]()
وای خداجون........![]()
خوب مدرسه ی شما چه طوره؟؟؟!!!خوبه؟![]()
یه خبر باحال من امسال با دوستای قدیمی ام توی یه کلاس نیستم؟؟؟؟؟![]()
خوب چی کار می شه کرد دیگه باید از الان تمرین کنند دوری منو!!!!![]()
اخه من سال دیگه کلا دارم ازشون جدا می شم و می رم یه مدرسه ی دیگه که فقط
رشته ی انسانی تدریس می شه .........![]()
و متاسفانه هیچ کدوم با من نمی یان!!!![]()
راستی نظرم عوض شدااااااااا می خوام برم رشته ی انسانی و دانشگاه هم
میخوام حقوق بین الملل بخونم.......![]()
![]()
راستی یه خبر دیگه دیروز یه رمان از کتابخونه مدرسه گرفتم!!!!!![]()
اسمش کژال بود بد نبود قابل تحمل بود!!!!!!![]()
همین چند دقیقه ی پیش تمومش کردم . یعنی می خواستم تکرار ساختمان ۸۵ رو
ببینم اما برق ها رفت به خاطر همین منم خودم رو با این کتابه سر گرم کردم و ۳۰تا
صفحه ی اخرش روهم خوندم!!!!!!![]()
اره جدی می گم شوخی نمی کنم دیروز گرفتم امروز تموم شد!!!!!!![]()
خوب دیگه من باید برم سال خوبی داشته باشین امیدوارم همه تون موفق باشین
ببخشید اگر جواب کامنت هاتون رو نمی دم اخه این روزا اصلا نمی یام نت
می دونید که سرم شلوغه!!!!!![]()
![]()
خوب فعلا بای تا های![]()
حالتون خوبه؟؟؟
خوب.....
از هرچه بگذریم سخن عیدی خوش تراست![]()
![]()
شما عیدی گرفتین؟؟؟ من گرفتم.....![]()
یعنی دیروز گرفتم و چون دلم اروم و قرار نداشت همون دیروز بازش کردم!!!!!!!![]()
همونی بود که می خواستم یه اسپری شدیدا خوش بو و یه شال خوش رنگ.
رنگ
مانتویی که تازه گرفتم وای نمی دونید چقدر خوش حال بودم سریع پریدم بغل مامانم
مامان جون قربونت برم مرسی خیلی دوست دارم و خلاصه از این خود شیرینی ها!!!!![]()
راستی یه خبر بد گریه نکنید صبرکنید من بگم بعد اگر خواستین گریه کنین در واقع
واسه من بده اما واسه شما خیلی خوبه چون از دست من راحت می شید!!!!![]()
من از اول مهر دیگه نمی یام نت تااااااااااااااااااااااااااا سر یه فرصت مناسب که درس و
مشخ نداشته باشم.واااااااااااای من از دبیرستان می ترسم !!!!![]()
![]()
دلم واسه دوستام تنگ شده اما اصلا دوست ندارم برم مدرسه!!![]()
![]()
اه اصلا بی خیال.........![]()
فیلم های ماه رمضان رو می دیدین؟؟؟![]()
من که همه رو نگاه می کردم اما از هیچ کدوم خوشم نیومد!!!!![]()
![]()
خوب دیگه من برم![]()
باااااااااااااای ![]()
لفطا پست قبلی نظر بدین می بخشیندااااااااااا!!!!![]()
![]()
بای بای دوستون دارم و دلم واستون تنگ می شه![]()
قبل از اینکه شروع کنم یه معذرت خواهی به همه ی شماها بدهکارم به خاطر مدت زیادی که نبودم![]()
لطفا منو ببخشید ممنون از همه ی دوستای خشملم که این مدت که من نبودم به وبم سر می زدن![]()
خوب دیگه چقدر تعارف تیکه پاره کردیم بریم سراغ اصل مطلب![]()
ماه رمضان مبارک نماز روزه هاتون قبول می دونید عید فطر رو به چه کسایی تبریک می گن ؟؟؟ به
کسایی که کل ماه رمضان رو روزه بگیرن امید وارم شما هم جز اون دسته باشید..........![]()
![]()
راستی اشب شب قدر ه شبی که فرشته ها روی زمین فرود میان و مناجات مردم رو از روی زمین جمع
می کنن و پیش خدا می برن تا دعا هاشون بر اورده بشه![]()
امشب واسه ی همه دعا کنید ........![]()
التماس دعا![]()
خوب حالا از جو ماه رمضان بیایم بیرون و بریم سراغ خاطره خاطره ای که می خوام واستون تعریف بکنم
مربوط می شه به زمانی که دوم راهنمایی بودم روزی که گروه ما یعنی من و مهتاب و فاطمه و پریسا و
مینا درس بلد نبودیم!!!!!![]()
اون روز خانوم درستکار بهترین معلم علوم دنیا
من و دوستام رو برد بالای کلاس تا از ما درس بپرسه
همیشه اخر سال وقتی که به فصل زیست می رسیدیم چون از فصل های دیگه راحت تر بود بچه ها
تدریس می کردن و گروه ما هم چند هفته ی قبل فصل خون و ایمنی بدن رو تدریس کرده بود و ما چون
سر کلاس نبودیم فقط قسمت هایی رو که خودمون درس داده بودیم خوب می دونستیم![]()
مثلا من بخش مقاومت بدن در مقابل بیماری هارو درس داده بودم و اون قسمت رو خیلی خوب بلد بودم
اما از قسمت گروه های خونی که فاطمه درس داده بود هیچی نمی دونستم
خلاصه خانم درستکار شروع به پرسیدن درس کرد اما ما هیچی بلد نبودیم!!!!!!!!!!!![]()
اخه اصلا سر کلاس نبودیم![]()
خانم درستکار هم که از بچه های زرنگ کلاسش توقع یک چنین چیزی رو نداشت خیلی از دستمون
ناراحت شد...........![]()
هیچ وقت یادم نمی ره اون روز چقدر گریه کردم همون موقع تصمیم گرفتم بیام این خاطره رو واستون
تعریف بکنم اما نشدکه بگم !!!![]()
![]()
حالا زیاد هم مهم نیست چون الان گفتم.......![]()
امیدوارم از خاطره ی جدیدم خوشتون اومده باشه ![]()
درضمن این چند روزی که نبودم ۳ روزش رو رفته بودیم یزد ....![]()
تا اپ بعدی بای بای ![]()
سلام صبح بخیر البته الان ظهره اما چون من همین الان از خواب بیدار شدم فکر می
کنم صبحه !!!!!!!!!!!!!!!!!! ![]()
مگه چیه خوب اصلا هم خجالت نمی کشم تعطیلات خودمه مال خود خودمه
دووووووووووووووووووووووووووووووووووووس دارم!!!!!![]()
چه خبرا؟؟؟؟![]()
من می خوام اول خبر سکرتم رو بگم که الان می گم و دیگه راز نیست ![]()
متاسفانه.......![]()
خوب حالا یه کم سر کار باشید تا بهتون بگم..![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
. برو پایین الان می گم![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
. ![]()
بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.![]()
.
.![]()
.
.![]()
نفس هادر سینه حبس می شود!!!!!!!!
.![]()
.
. خبرچی می تونه باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.![]()
.![]()
. خبراینه: توجه توجه
آموزشگاه موسیقی ما شهریور کنسرت داره و منم جز بچه های ارکستر هستم ![]()
واااااااااااااااااااااااای مردم از این همه هیجان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!من بیشتر از شما هیجان زده
شدم ......![]()
نظرتون چیه؟ عالیه نه؟!!!!!!! ![]()
حالا می خوام واستون چندتا عکس
باحال
بذارم ...........![]()
پس لطفا تشریف ببرید ادامه مطلب![]()
میسی ![]()
![]()
چه خبرا؟؟
من زهراهستم وتصمیم گرفتم خاطره های رنگی رنگی مو دراین وب بنویسم...نظرتون چیه عالیه نه؟؟؟![]()
![]()
چندروزدیگه قراره ماروببرنداردوخارج ازاستان ومن ودوستام یعنی (فاطمه مهتاب پریساح ومینا) داریم ثانیه شماری می کنیم ...![]()
امروزجمعه بودومن خیلی دلم واسه دوستام تنگ شده بوداما مهم نیست چون فرداقراره ببینمشون.

وای خدایا چقدر دلم واسشون تنگ شده....gif)
امیدوارم فرداکه میرم مدرسه اتفاق های جالبی واسم بیوفته تا واسطون تعریف کنم خوب دیگه شب خوش...![]()
قربانتان